![]() |
![]() |
|
| ولا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِالله العَلُیِ العظیم توکّلتُ عَلَی الحَیّ الّذی لایَموت |
|
أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمي بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدي وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ پناه به خدا ميبرم از نابينايي بعد از بينايي و از گمراهي بعد از راهيابي و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها. إِنَّ اللّهَ تَعالي هُوَ الَّذي خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فيجِسْم: " لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ " همانا خداوند متعال، كسي است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمي هم حلول نكرده، "چيزي مثل او نيست و شنوا و داناست".
|
|
+ نوشته شده در
88/05/07ساعت 2:22 توسط Leo |
|
|
سخت ترين لحظات زندگي ام را تجربه ميكنم سخت ترين لحظات زندگي ام را تجربه ميكنم لحظاتي كه نه سايه او بر سر ماست و نه دست مهربانش ... نه شيرينی صدايش هست و نه زيبایی رخسارش هرگزم نوبه نشد تا كه شوم سير زديدار پدر يا كه هردم بزنم بوسه به رخسار پدر اين منم برده ام از هجر تو ميراث دو سهم سهمي از غم. سهمي از حسرت ديدار پدر
وقتي از فراق پدر صحبت ميشد با افتخار به چهره پدرم مي نگريستم و از داشتن پدري چنين مهربان به خود مي باليدم . انگار كه پدرم هميشه با من است و اين افتخار تا آخر عمر مرا همراهي مي كند . هرگز معني هجران را نمي فهميدم و از دست دادن را درك نميكردم .
من هنوز باور نکردم که پدر ندارم. پدرم مثل کوه پشتیبانمان بود. اما تنهامون گذاشت.خیلی سخته ساعتی که همه پدرها از سرکار میان و بچه هاشونو بغل میکنن، ما با حسرت نگاه میکنیم.پدر من ۱۶۹ روز است که رفته یعنی شب یلدای ۱۳۸۷، سحرگاه اول دیماه ۱۳۸۷.خدا کنه ازم راضی باشه.وای خدایا من پدرمو میخوام ، پدری که همه روش حساب میکردن رفت و همرو تنها گذاشت.هیچ وقت فراموش نمیشی پدر خوبم. هممون وقتی حرف ازت میشه و یادت میفتیم گریه امونمون نمیده. سخته بگم روحت شاد چون باورم نمیشه.شاد باشی بابایی جونم. شادي روح پدرم، گذشتگان و بازماندگان صلوات و فاتحه إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا ولا تحزنوا وأبشروا بالجنة |
|
+ نوشته شده در
88/03/17ساعت 1:15 توسط Leo |
|
|
... جمله شاديها، سه است: يكي شادي حرام است، و يكي شادي مكروه، و يكي شادي واجب. آن چه حرام است، به معصيت شاد بودن است و آن اين است كه قولهُ تعالي: (شادمان مباش كه خدا مردم پرنشاط«مغرور» را دوست نميدارد. «لقصص، آيه 76») ... و آن چه مكروه است، به دنيا شاد بودن است، و اين است كه گفت قوله تعالي: (و اين مردم به زندگاني دنيا دلشادند «رعد، آيه 26»)... و آن چه واجب است، شادي به حق، و آن، آن است كه گفت:(پس به خود در اين معامله بشارت دهيد.«توبه، آيه 111»). خواجه عبدالله انصاري |
|
+ نوشته شده در
88/03/16ساعت 19:39 توسط Leo |
|
|
|
+ نوشته شده در
88/03/11ساعت 1:18 توسط Leo |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
Not For Glory Not For Fame
But Only For Rememberence ...I Write |
| پیوندهای روزانه |
|
آموزش ابتدایی منطقه جی اصفهان جریمه و مجازات سنگین برای مهدهای کودک متخلف افسانه جومانگ آرشیو پیوندهای روزانه |

| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 |
|
RSS
|