برای شادی روح همه مومنین و مومنات

ولا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلا بِالله العَلُیِ العظیم توکّلتُ عَلَی الحَیّ الّذی لایَموت

در دوازدهم تیرماه ۱۳۶۷ شمسی برابر با سوم ژوئیه ۱۹۸۸ میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت حامل ۲۹۸ مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند. در میان سرنشینان هواپیما، ۶۶ کودک زیر ۱۳ سال، ۵۳ زن و ۴۶ تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند.
دوستان عزيز
سلام ؛ صبح تان سرشار از عشق و نور باد
ضمن عرض تبريك مجدد سال 1390 به شما دوستان عزيز ، سالي توام با سلامتي ، موفقيت و عزت را از خداوند متعال براي شما و خانواده محترمتان مسالت مي نماييم .
توفيق بندگي خاضعانه خداوند در سال جديد گواراي وجودمان باد ، انشاء الله
دوستان عزيز
سلام ؛ صبحتون سرشار از عشق و نور باد
پيشاپيش حلول سال هزار و سيصد و نود خورشيدي را به همة دوستان عزيز تبريك عرض نموده ، سالي سرشار از موفقيت ، شادي و تندرستي براي شما و خانوادة محترمتان را از خداوند متعال مسالت مي نماييم .
سلام بر تو اي مولا و سرور من اي ابا محمد حسن بن علي هادي راه يافته و رحمت خدا و بركاتش نيز بر تو باد
دوستان عزيز
سلام ؛ صبح تان سرشار از عشق و نور باد
ادامة دعاي كميل ...
... وَ لاَ تَفْضَحْنِي بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّي وَ لاَ تُعَاجِلْنِي بِالْعُقُوبَةِ عَلَي مَا عَمِلْتُهُ فِي خَلَوَاتِي
مِنْ سُوءِ فِعْلِي وَ إِسَاءَتِي وَ دَوَامِ تَفْرِيطِي وَ جَهَالَتِي وَ كَثْرَةِ شَهَوَاتِي وَ غَفْلَتِي وَ كُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِي فِي كُلِّ الْأَحْوَالِ رَءُوفاً وَ عَلَيَّ فِي جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً إِلَهِي وَ رَبِّي مَنْ لِي غَيْرُكَ أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّي وَ النَّظَرَ فِي أَمْرِي ...
... و ( از تو مي خواهم ) مرا به اعمال زشت پنهانم كه تنها تو بر آن آگاهي ، مفتضح و رسوا نگرداني و در عقوبت و عذاب بر من به خاطر اعمال بد و ناشايسته اي كه در خلوت بجا آوردهام و تقصير و ناداني و كثرت اعمال غفلت و شهوت كه كردهام تعجيل نفرما ، اي خدا به عزت و جلالت سوگند كه با من در همه حال رأفت و رحمت فرما و در جميع امور مهرباني كن ، اي خداي من و اي پروردگار من جز تو كسي را ندارم تا از او درخواست كنم كه غم و رنجم را برطرف سازد و به كارهايم از لطف توجه كند ...
ادامة دعاي ندبه ...... وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمينَ ، وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ، وَ سَدَّ الْأَبْوابَ إِلّا بابَهُ، ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِكْمَتَهُ ، فَقالَ : أَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِي بابُها ، فَمَنْ أَرادَ الْمَدينَةَ وَالْحِكْمَةَ فَلْيَأْتِها مِنْ بابِها ، ثُمَّ قالَ: أَنْتَ أَخي وَ وَصِيّي وَ وارِثي ، لَحْمُكَ مِنْ لَحْمي ، وَ دَمُكَ مِنْ دَمي ، وَ سِلْمُكَ سِلْمي ، وَ حَرْبُكَ حَرْبي، وَالْإيمانُ مُخالِطٌ لَحْمَكَ وَ دَمَكَ كَما خالَطَ لَحْمي وَ دَمي ، وَ أَنْتَ غَداً عَلَي الْحَوْضِ خَليفَتي ، وَ أَنْتَ تَقْضي دَيْني ، وَ تُنْجِزُ عِداتي ، وَ شيعَتُكَ عَلي مَنابِرَ مِنْ نُورٍ ، مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلي فِي الْجَنَّةِ ، وَ هُمْ جيراني ، وَ لَوْلا أَنْتَ يا عَلِي لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدي ...
...باز رسول اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ) دختر گراميش ( عليها السلام ) كه سيّده زنان عالم است ، را به علي ( عليه السلام ) تزويج فرمود. باز بر علي ( عليه السلام ) آنچه بر خود پيغمبر ( صلي الله عليه و آله و سلم ) حلال بود ، حلال كرد و باز تمام درهاي منازل اصحاب را كه به مسجد رسول ( صلي الله عليه و آله و سلم ) باز بود، به حكم خدا بست غير در خانه علي ( عليه السلام ) . آنگاه رسول ( صلي الله عليه و آله و سلم ) اسرار علم و حكمتش را نزد علي ( عليه السلام ) به وديعه گذاشت و فرمود: من شهر علم هستم و علي دَرِ آن شهر. پس هر كه بخواهد در اين مدينه علم و حكمت وارد شود، از درگاهش بايد وارد گردد . آنگاه فرمود : تو برادر من، وصي من و وارث من هستي. گوشت و خون تو، گوشت و خون من است. صلح و جنگ با تو، صلح و جنگ با من است و ايمان چنان با گوشت و خون تو آميخته شده كه با گوشت و خون من آميختهاند . تو فردا جانشين من بر حوض كوثر خواهي بود و پس از من، تو اداء قرض من مي كني و وعدههايم را انجام خواهي داد. شيعيان تو در قيامت بر كرسيهاي نور با روي سفيد در بهشت ابد ، اطراف من قرار گرفتهاند و آنها همسايه من هستند. اگر تو يا علي بعد از من ميان امتم نبودي، اهل ايمان به مقام معرفت نمي رسيدند...
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ يا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ يا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ يا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلالُ ...
خدايا از تو مي خواهم به حق نامت اي که عزت و زيبايي از آن اوست ، اي که نيرو و کمال از آن او است ،
اي که پادشاهي و جلال از آن او است ...
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم
صلي الله عليك يا رسول الله
السلام عليك يا جعفر ابن محمد الصادق ( عليهم السلام )
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ يا خَيرَ الْحَامِدِينَ يا خَيرَ الذَّاکِرِينَ يا خَيرَ الْمُنْزِلِينَ يا خَيرَ الْمُحْسِنِينَ ...
خدايا از تو مي خواهم به حق نامت اي بهترين ستايشگران ، اي بهترين يادکنندگان ، اي بهترين فرو فرستندگان ، اي بهترين احسان کنندگان ...
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم
صلي الله عليك يا رسول الله
السلام عليك يا جعفر ابن محمد الصادق ( عليهم السلام )
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ يا خَيرَ الْحَاکِمِينَ يا خَيرَ الرَّازِقِينَ يا خَيرَ الْوَارِثِينَ ...
خدايا از تو مي خواهم به حق نامت اي بهترين حاکمان ، اي بهترين روزي دهندگان ، اي بهترين ارث بران ...
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلك اعدائهم
آغاز هفته وحدت مبارك باد
شايد اين جمعه بيايد ، شايد
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ يا وَلِي الْحَسَنَاتِ يا غَافِرَ الْخَطِيئَاتِ يا مُعْطِي الْمَسْأَلاتِ ...
خدايا از تو مي خواهم به حق نامت ، اي صاحب هر نيکي ، اي آمرزنده گناهان ، اي دهنده خواسته ها ...
بیاد بابای خوبم
خادم الحسین (ع)


أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمي بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدي وَ مِنْ مُوبِقاتِ الاَْعْمالِ وَ مُرْدِياتِ الْفِتَنِ
پناه به خدا ميبرم از نابينايي بعد از بينايي و از گمراهي بعد از راهيابي و از اعمال ناشايسته و فرو افتادن در فتنه ها.

إِنَّ اللّهَ تَعالي هُوَ الَّذي خَلَقَ الاَْجْسامَ وَ قَسَّمَ الاَْرْزاقَ لاَِنَّهُ لَيْسَ بِجِسْم وَلا حالّ فيجِسْم: " لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيءٌ وَ هُوَالسَّميعُ الْعَليمُ "
همانا خداوند متعال، كسي است كه اجسام را آفريده و ارزاق را تقسيم فرموده، او جسم نيست و در جسمي هم حلول نكرده، "چيزي مثل او نيست و شنوا و داناست".

سخت ترين لحظات زندگي ام را تجربه ميكنم
سخت ترين لحظات زندگي ام را تجربه ميكنم لحظاتي كه نه سايه او بر سر ماست و نه دست مهربانش ... نه شيرينی صدايش هست و نه زيبایی رخسارش
هرگزم نوبه نشد تا كه شوم سير زديدار پدر
يا كه هردم بزنم بوسه به رخسار پدر
اين منم برده ام از هجر تو ميراث دو سهم
سهمي از غم. سهمي از حسرت ديدار پدر
وقتي از فراق پدر صحبت ميشد با افتخار به چهره پدرم مي نگريستم و از داشتن پدري چنين مهربان به خود مي باليدم . انگار كه پدرم هميشه با من است و اين افتخار تا آخر عمر مرا همراهي مي كند . هرگز معني هجران را نمي فهميدم و از دست دادن را درك نميكردم .
ولي ۱۶۹ روز است كه وقتي صحبت از هجران مي شود گريه امانم نمي دهد . وقتي نام پدر مي آيد بغضم مي تركد . ديگر كسي نيست كه با افتخار در سيمايش بنگرم و با غرور صدايش بزنم . ۱۶۹ روز است كه پدرم در زير خاك خوابيده و جوابم را نمي دهد . نمي تنوان باور كرد . پدر سرحال و سرزنده من كه در آخرين ایام عمرش با پاي خود به بيمارستان رفت و بعد از یکماه هرگز بازنگشت . باورم نمي شود كه ديگر نمي بينمش . باورم نميشه كه صدامو نميشنوه .
خوبان هجران پدر خيلي سخته. حالا مي فهمم كه خيلي سخته و غير قابل تحمل ...

من هنوز باور نکردم که پدر ندارم. پدرم مثل کوه پشتیبانمان بود. اما تنهامون گذاشت.خیلی سخته ساعتی که همه پدرها از سرکار میان و بچه هاشونو بغل میکنن، ما با حسرت نگاه میکنیم.پدر من ۱۶۹ روز است که رفته یعنی شب یلدای ۱۳۸۷، سحرگاه اول دیماه ۱۳۸۷.خدا کنه ازم راضی باشه.وای خدایا من پدرمو میخوام ، پدری که همه روش حساب میکردن رفت و همرو تنها گذاشت.هیچ وقت فراموش نمیشی پدر خوبم. هممون وقتی حرف ازت میشه و یادت میفتیم گریه امونمون نمیده. سخته بگم روحت شاد چون باورم نمیشه.شاد باشی بابایی جونم.
شادي روح پدرم، گذشتگان و بازماندگان صلوات و فاتحه
إن الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكة ألا تخافوا ولا تحزنوا وأبشروا بالجنة
... جمله شاديها، سه است: يكي شادي حرام است، و يكي شادي مكروه، و يكي شادي واجب. آن چه حرام است، به معصيت شاد بودن است و آن اين است كه قولهُ تعالي: (شادمان مباش كه خدا مردم پرنشاط«مغرور» را دوست نميدارد. «لقصص، آيه 76») ... و آن چه مكروه است، به دنيا شاد بودن است، و اين است كه گفت قوله تعالي: (و اين مردم به زندگاني دنيا دلشادند «رعد، آيه 26»)... و آن چه واجب است، شادي به حق، و آن، آن است كه گفت:(پس به خود در اين معامله بشارت دهيد.«توبه، آيه 111»).
خواجه عبدالله انصاري
1.خبري را ندانسته گفتن
2.عيب جويي از ديگران
3.مسخره کردن
4.تهمت زدن
5.فاش کردن اسرار مردم
6.رنجاندن مومن
7.سرزنش بيجا
8.دروغ گفتن
9.وعده دروغ
10.قسم دروغ
11.شهادت ناحق
12.تحريف مسائل ديني
13.حکم ناحق
14.لعنت کردن مردم
15.طعنه زدن
16.دل شکستن
17.امر به منکر
18.نهي از معروف
19.بد خلقي
20.تصديق کفر و شرک
21.غيبت کردن
22.شايعه پراکني
23.به نام بد صدا زدن
24.تملق و چاپلوسي
25.با مکر و حيله سخن گفتن
26.مزاح زياد
27.زخم زبان زدن
28.آبرو ريزي
29.کبر در گفتار
30.اداي صداي کسي را درآوردن
31.بدعت در دين
32.اظهار بخل و حسد
33.بد زباني در معاشرت
34.خشونت در گفتار
35.فحش و ناسزا گفتن
36.سخن چيني کردن
37.نااميد کردن
38.شوخي با نامحرم
39.ريا در گفتار
40.فرياد زدن بيجاhttp://www.aashora.com/ :منبع